email-300x300

فارکس چیست؟

فارکس چیست؟
سلام

امروز، می خواهم به زبانی ساده توضیح دهم که فارکس چیست،
از کجا به وجود آمده است و چگونه کار می کند و اصطلاحات مهم بازار فارکس چیست.

این بازار (Foreign Exchange Market بازار جهانی ارز) از سال ۱۹۷۱ به صورت منسجم شکل گرفت و از سال ۱۹۹۸ با توجه به پیشرفت تکنولوژی،. روند رشد و توسعه آن آغاز شد.

دو رویداد بزرگ تاریخی نقش مهمی در ایجاد و گسترش بازار فارکس داشتند:

  • استاندارد طلا
  • سیستم برتون وودز

داد ‌و ‌ستد در این بازار، به معنی تبدیل یک ارز به ارزی دیگر با نرخی مشخص است. ضریب تبادل، در یک سیستم آزاد و بر اساس میزان عرضه و تقاضا میان معامله‌ گران در سرتاسر دنیا تعیین می‌شود. نرخ مبادلات ارزی در بازار فارکس به عنوان مرجعی برای انجام معاملات بین المللی در تمام زمینه‌های اقتصادی مربوطه است.

فعالان اصلی این بازار چه کسانی هستند؟

فعالان اصلی این بازار بانک‌های مرکزی، موسسات مالی بزرگ، بانک‌های تجاری، شرکت‌های سرمایه گذاری، صرافی‌ها و معامله گران خرد هستند.

حجم مبادلات و ساعات کاری

طبق آخرین آمار مربوط، حجم مبادلات در این بازار روزانه بیش از ۵ تریلیون دلار است که از این حیث بزرگ‌ترین بازار مالی جهان محسوب می‌شود. بازار فارکس طبق تقویم کاری بین المللی، روزهای یکشنبه تا جمعه بصورت ۲۴ ساعته فعال می‌باشد.

خوب میرسیم به جذاب ترین بخش این مقاله(فارکس چیست؟)

جفت ارز چیست؟

بازار فارکس برای همه سرمایه گذاران مناسب است چرا که می توانید از هر دو بازار نزولی و رو به رشد درآمد کسب کنید. (سودگیری بدون در نظر گرفتن روند بازار) این کار به وسیله جفت ارز ها امکان پذیر است.

چگونه؟ بیایید جفت ارز EUR/USD را در نظر بگیریم.

به عنوان مثال تصور کنید که من یک تاجر هستم و پیش بینی می کنم که دلار رشد خواهد داشت و یورو سقوط می کند، من مقداری یورو در جیب خود دارم پس می روم و آن را در بازار میفروشم در مقابل فروش یورو، دلار خریداری می کنم..

مدتی صبر می کنم سپس با رشد دلار و سقوط یورو من دلار های خود را در بازار میفروشم و اینبار با حجم بیشتری یورو خواهم خرید و این حجم بیشتر یورو سود من خواهد بود. به عبارتی دیگر من فروشنده جفت ارز EUR/USD خواهم بود.

مطالعه بیشتر:

بنابراین، کاهش نرخ جفت ارز EUR/USD به معنای افزایش ارزش دلار در برابر یورو می باشد. و من با انجام این معامله سود حاصل از این مبادله را دریافت خواهم نمود.

در جفت ارز ERU/USD

  • اولین ارز موجود در جفت ارز به عنوان ارز پایه شناخته می شود = EUR
  • دومین ارز موجود در جفت ارز به عنوان ارز کانتر یا ارز کوت شناخته می شود = USD

ما چند نوع جفت ارز داریم که در پایین به آن اشاره خواهم کرد.(فارکس چیست؟)

۱) جفت ارزهای اصلی (Majors) :

همه جفت ارزهای اصلی حاوی دلار آمریکا می¬باشند. بیش از ۷۰ % معاملات بازار مربوط به این جفت ارزهاست. بیشتر اوقات کم نوسان، دارای رفتار منطقی، کارمزدهای کم و قدرت نقد شوندگی بالا هستند. ارزهای موجود در این رده، مربوط به اقتصادهای پیشرو و قدرتمند دنیاست.

  • EUR/USD: Euro/US Dollar
  • USD/JPY: US Dollar/Japanese yen
  • GBP/USD: British pound/US Dollar
  • USD/CHF: US Dollar/Swiss franc
  • USD/CAD: US Dollar/Canadian Dollar
  • AUD/USD: Australian Dollar/US Dollar
  • NZD/USD: New Zealand Dollar/US Dollar

۲) جفت ارزهای فرعی یا کراس (Minors) :

جفت ارزهای فاقد دلار را کراس یا فرعی می نامند. از لحاظ ارزش معاملات و محبوبیت نسبت به نمادهای اصلی،. در رده پایین تری قرار داشته و معمولاً مقدار کارمزدها نیز بالاتر است. ثبات قیمتی این جفت ارزها کمتر بوده و نقد شوندگی آن ها تقریباً شبیه دسته اول است.

  • AUD/CHF: Australian Dollar/Swiss Franc/bdi>
  • AUD/JPY: Australian Dollar/Japanese Yen
  • CAD/CHF: Canadian Dollar/Swiss Franc
  • CAD/JPY: Canadian Dollar/Swiss Franc
  • CHF/JPY: Swiss Franc/Japanese Yen
  • EUR/AUD: Euro/Australian Dollar
  • EUR/CAD: Euro/Canadian Dollar
  • EUR/NZD: Euro/New Zealand Dollar
  • GBP/AUD: Pound sterling/Australian Dollar
  • GBP/CAD: Pound sterling/Canadian Dollar
  • GBP/CHF: Pound sterling/Swiss Franc
  • GBP/NZD: Pound sterling/New Zealand Dollar
  • NZD/CHF: New Zealand Dollar/Swiss Franc
  • NZD/JPY: Japanese Yen/Japanese Yen

۳) جفت ارزهای ناشناس یا اگزوتیک‌ها (Exotic) :

جفت ارزهایی که شامل یک ارز اصلی به همراه ارز یکی از اقتصاد‌های نوظهور باشند، اگزوتیک نام دارند. این نمادها کمترین میزان معاملات فارکس را به خود اختصاص می‌دهند. در کنار کارمزدهای بسیار بالا، نوسانات قیمتی شدید و نامعقول آن‌ها سبب شده، محبوبیت چندانی در میان معامله گران نداشته باشند.

EUR/TRY: Euro/Turkish Lira

EUR/IRR: Euro/Iran Rial

USD/TRY: US Dollar/Turkish Lira

USD/IRR: US Dollar/Iran Rial

USD/DKK: US Dollar/Danish Krone

USD/NOK: US Dollar/Norwegian Krone

USD/ZAR: US Dollar/South African Rand

USD/HKD: US Dollar/Hong Kong Dollar

USD/SGD: US Dollar/Singapore Dollar

USD/THB: US Dollar/Thailand Baht

USD/MXN: US Dollar/Mexican peso

برخی از اصطلاحات مهم بازار فارکس(فارکس چیست؟)

معنی پیپ در فارکس چیست؟

پیپ مخفف عبارت (Price Interest Point) و کوچکترین واحد نوسان قیمت در نرخ ارز است.
واحد نوسانات بازار فارکس بر اساس پیپ (Pip) و پوینت (Point) و می­باشد. هر پوینت یک دهم پیپ است.
از آنجا که جفت ارز ها به ۴ مرتبه اعشاری مظنه می شوند، یک پیپ برابر است با ۰.۰۰۰۱. بعضی از کارگزاران در حال حاضر پیپ های کسری ارائه می دهند که برای دقت بیشتر به بعضی از جفت ارزها یک رقم اضافه می­کند و به این ترتیب، آنها به ۵ مرتبه اعشاری مظنه می شوند.
یک پیپ کسری، پیپت نامیده می شود.
برای مثال وقتی نرخ مبادله یورو/ دلار از ۱.۱۲۱۵ به ۱.۱۲۱۷ تغییر می یابد، این جفت ارز ۲ پیپ افزایش یافته است یا (۰.۰۰۰۲).

لات (Lot) چیست؟(فارکس چیست؟)

لات نشان دهنده مقدار حجم معامله شما است. سرمایه مورد نیاز برای تجارت در بازار فارکس بستگی به مبلغی دارد که می خواهید سرمایه گذاری کنید که این مبلغ با لات اندازه گیری می شود.

انواع لات فارکس

در حال حاضر، ۴ نوع اندازه لات در بازار فارکس وجود دارد.

۱) لات استاندارد

یک لات استاندارد متشکل از ۱۰۰۰۰۰ واحد یک ارز است. اگر به دلار آمریکا معامله می کنید در این صورت یک لات استاندارد برابر با ۱۰۰۰۰۰ دلار است. علاوه بر این، اندازه متوسط ۱ پیپ در یک لات استاندارد ۱۰ است؛. بنابراین، اگر ۱۰ پیپ سود کنید یعنی ۱۰۰ دلار سود کرده اید.

۲) مینی لات

یک مینی لات متشکل از ۱۰۰۰۰ واحد یک ارز است. در یک حساب تجاری مبتنی بر دلار آمریکا ۱ پیپ در یک معامله برابر با ۱ دلار است.

۳) میکرو لات

یک میکرولات کوچکترین لات تجاری ارائه شده توسط اکثر بروکرهای فارکس است. یک میکرولات متشکل از ۱۰۰۰ واحد یک ارز است، یعنی یک میکرولات در یک حساب تجاری مبتنی بر دلار برابر با ۱۰۰۰ دلار و ۱۰ سنت ۱ پیپ است.

۴) نانولات

همانطور که از نام آن مشخص است، یک نانولات حتی از یک میکرولات هم کوچکتر است. یک نانولات متشکل از ۱۰۰ واحد یک ارز است، یعنی یک نانو لات در یک حساب تجاری مبتنی بر دلار برابر با ۱۰۰ دلار و به ارزش ۱ سنت هر پیپ است.

در مورد لات های دیگر

  • ۱ لات طلا = ۱۰۰ اونس طلا
  • ۱ لات نفت = ۱۰۰۰ بشکه
  • ۱ لات داو جونز = ۱۰ قرارداد داو جونز
  • ۱ لات نقره = ۵۰۰۰ اونس نقره

اسپرد (Spread) چیست؟

اسپرد اختلاف بین نرخ خرید (Ask) و فروش (Bid) است که با پیپ اندازه گیری می شود.

لوریج یا اهرم (Leverage)

اهرم یا لوریج ابزاری است که کارگزاران بازار فارکس در اختیار معامله گران قرار می دهند که معامله گران بتوانند مقادیر بزرگتری از ارز یا سهام را با مقدار کمتری وجه در حساب خود معامله کنند.

با یک مثال شروع می کنیم، وقتی که حساب شما دارای لوریج ۱:۱۰۰ (یک به صد) باشد،. شما می توانید صد دلار را با پرداخت یک دلار معامله کنید. بنابر این برای معامله یک لات (صد هزار واحد) دلار تنها نیاز است که ۱۰۰۰ دلار بپردازید. می توان گفت با لوریج ۱:۱۰۰، قدرت معامله پول شما در حساب مضربی از ۱۰۰ پیدا می کند.

مزایای بازار معاملات فارکس نسبت به دیگر بازار ها چیست؟

۱) بازار فارکس به صورت 24 ساعته در حال فعالیت است.

شما می توانید در هر زمانی که برایتان مناسب می باشد معامله کنید. اگر صبح زود بیدار شوید یا شب بیدار شوید می توانید به انجام معاملات بپردازید
، آیا به دور دنیا سفر می کنید؟ هر زمان که بخواهید می توانید در فارکس معامله داشته باشید و در تمام روز های هفته به جز آخر هفته ها معاملات خود را ادامه دهید، فارکس آخر هفته های سال میلادی (شنبه و یکشنبه) تعطیل می باشد.

۲) تمام چیزی که برای انجام معاملات در فارکس به آن نیاز دارید، اینترنت، یک موبایل، تبلت یا لپ تاپ و یک ترمینال معاملاتی می باشد.

ترمینال معاملاتی بازار فارکس MetaTrader نام دارد.

۳) شغل پایدار و فارغ از بعد مکان و زمان

کافی است و به شهر یا کشور دیگری نقل مکان کنید، در مسافرت تفریحی باشید و یا در یک محیط دنج خانه در مبلی لم داده باشید؛ درامد شما حفظ خواهد شد. و نیازی به پیدا کردن شغل جدید در مکان جدید و شروع کسب و کار جدید نخواهید داشت.

۴) معامله در فارکس هیجان انگیز است

خرید و فروش ارز های خارجی یکی از سخت ترین چالش هایی می باشد که می توانید در زندگی خودتان تجربه کنید. تعداد معامله گران پر درامد و موفق زیاد نیست. چه چیزی می تواند بهتر از این باشد که خودتان را به چالش بکشید و بررسی کنید که آیا می توانید به لیست موفق ترین معامله گران بپیوندید یا نه؟

چگونه در فارکس معاملات موفقی داشته باشیم؟

وقتی یک معامله گر ضرر می کند، شکست می خورد، و یا اشتباهات اولیه خود را مرتکب می شود، با خود فکر می کند که درامد زایی در فارکس غیر ممکن است، اینطور به نظرش می رسد که یک شخص به صورت عمدی قیمت ها را بر علیه این معامله گر دستکاری می کند و غیره.

و این فکر به ذهنش خطور می کند که تمامی  افرادی که در فارکس درامد دارند جعلی بوده و در کل هیچ معامله سود آوری وجود ندارد.

اگر بتوانید با این احساسات “درامد زایی با انجام معاملات غیر ممکن است” کنار بیایید متوجه خواهید شد که معامله گری در فارکس یک شغل بوده و شما فقط در حالتی موفق خواهید شد که تجارب و مهارت های خود را افزایش دهید و برای تبدیل شدن به یک معامله گر موفق باید تجربیات زیادی کسب کنید. اگر بتوانید با وجود تمامی تردیدی که وجود شما را فرا گرفته، وجود مشکلات مختلف و حس عدم توانایی، به معامله و تمرین ادامه دهید و بر این مشکلات غلبه کنید به شما قول میدهم معجزه برای شما نیز اتفاق خواهد افتاد و تنها کلید موفقیت در این بازار صبر و پشتکار است. در واقع معامله گرانی وجود دارند که از معاملات خود سود کسب می کنند و تعداد این معامله گران کم نیست.

با دیدن آموزش اصولی واز صفرتاصد میتوانید به یک معامله گر حرفه ای تبدیل شویذ این دوره را تیم ما برای شما تهیه کرده است

دوره آنلاین آموزشی فارکس(صفرتاصد)

من پیشنها می کنم قبل از شروع معاملات خود، نگاهی به آمار معاملاتی بقیه معامله گران نیز داشته باشید شاید بتوانید از آنها الهام بگیرید.

چگونه می توان در فارکس به درآمد ثابت و پایدار دست یافت؟

اسطوره های بسیار زیادی برای کسب درآمد واقعی در فارکس وجود دارد قبل از هر چیز باید به صورت حرفه ای بدانید قیمت ها از چه عواملی نشعت می گیرند. شما با ایده های معاملاتی بی شماری رور به رو خواهید شد “که مانند بسیاری از معامله گران باعث ضرر دهی شما خواهد شد، چرا که پیشبینی نرخ ها در فارکس کار ساده ای نمی باشد” من حتی بیشتر پیش خواهم رفت و می گویم پیشبینی نرخ ارز تقریبا غیر ممکن است. نرخ ارز های خارجی به عوامل بسیار زیادی وابسته هستند و نرخ ارز های خارجی توسط بسیاری از عوامل سیاسی، اقتصادی و سایر بازار های مالی، بانکهای مرکزی و بانکهای تجاری، صندوق ها و شرکت های بزرگ تعیین می گردد. نرخ ها در فارکس حتی می تواند با بحث هایی که در جامعه ایجاد می شود و شایعات دست خوش تغییر شود.

اما در واقع پیش بینی قیمت عامل تاثیر گذار نیست.

اصل کار آنجاست که شما به مقدار زیادی تمرین و انجام معامله نیاز دارید تا در معامله گری حرفه ای تر شده و بتوانید از انجام معاملات به سود دهی برسید. اما مغز همه افراد به این گونه کار می کند که این فرایند زمان گیر بوده و به تلاش زیادی نیاز دارد و حتی گاها می تواند خسته کننده نیز باشد. به این خاطر است که شما می خواهید به این باور برسید که “روزی استراتژی که همیشه باعث سود دهی می شود را کشف کرده و از آن به بعد همشه قیمت ارزها را درست پیشبینی خواهم کرد و تمام معاملات خود را با سود خواهم بست.”

یک پزشک را تصور کنید که معتقد است روزی دارویی کشف می کند که 100 درصد بیماری ها را درمان می کند یا کارآفرینی را تصور کنید که شغلی کشف کرده که 100 درصد اوقات به سود دهی می رسد. آیا این کار ممکن است!؟

در معامله گری نیز مانند هر بیزنس دیگری، باید از اصول اولیه شروع کنید :

  • در ابتدا ببینید بازار ارزهای خارجی چگونه فعالیت می کند.
  • با ابزارهای تحلیل تکنیکال و فاندمنتال آشنا شوید. آنهارا در عمل امتحان کنید و در یابید که کدام رویکرد می تواند باری شما سود بیشتری داشته باشد و با روحیات شما سازگاری بیشتری دارد.
  • مقالات مربوط به مبتدیان این بازار را در وبلاگ های معاملاتی بخوانید.
  • بعضی از استراتژی هایی که برای افراد مبتدی در نظر گرفته شده است را بیابیید و سعی کنید آن ها را به کار بگیرید و آنالیز کنید که دنبال کردن کدام استراتژی برای شما مناسب تر است سپس مهارت های خود را با انجام معاملات از طریق این استراتژی ها بهبود دهید.
  • روانشناسی بازار را درک کنید، معامله گران بازارهای مالی علاوه بر داشتن دانش تحلیلی جهت موفقیت در معاملات خود نیازمند کنترل هیجانات و احساسات در شرایط مختلف هستند. مفاهیم احساس و هیجان در روانشناسی بازار تعریف می شود. بدون شک تمامی معامله گران، هیجانات مثبت و منفی ناشی از معاملات سودآور یا ضررده را تجربه کرده اند. آنچه که حائز اهمیت می باشد نحوه برخورد و مقابله با آنها است. مهمترین مؤلفه هایی که روانشناسی بازار به آنها می پردازد احساساتی مانند ترس و طمع است که در اثر نتایج حاصل شده از معامله و تجربه گذشته معامله گر بروز میکنند. معامله گر بازار مالی باید به شناخت دقیق از خویشتن، احساسات و موقعیت خود دست یابد تا بتواند در مواقع لزوم بهترین تصمیم را اتخاذ نموده و در مسیر صحیح قرار گیرد. شکست و موفقیت دو سر فعالیت در بازار مالی هستند اما مهم اینست که با شناخت عوامل دخیل در موفقیت و حذف عواملی که منجر به شکست می شوند درصد موفقیت را بالاتر برد.

اولین و مهمتری قانون بازار فارکس

هیچ وقت کل سرمایه خود را در یک معامله دخیل نکنید.

درک می کنم که شما می خواهید در اولین فرصت انجام معامله با پول واقعی را شروع کرده و درامد واقعی کسب کنید.

پس بگذارید کمی حدس بزنیم. در هر بیزنسی، در ابتدا شما نیاز دارید تا آنجا که می توانید تجربه کسب کنید باید با شغلی که می خواهید در آن فعالیت کنید آشنا شده و تمامی اصول را فرا بگیرید. پس بدین منظور، راه حل ایده آل رسیدن با این هدف در این بازار انجام معاملات با حجم کم می باشد. شما باید بتوانید تا زمانی که تجربه ی کافی در این بازار را بدست می آورید سرمایه ی خود را حفظ کنید.

کمترین مقدار قابل خرید و فروش در فارکس 0.01 لات می باشد.

شما می توانید بازخورهای زیادی از افرادی که تجربه زیادی کسب کرده اند و توانسته اند یک معامله گر موفق شوند کسب کنید. همه این افراد یک عقیده مشترک داشته اند که شکست معامله گران به خاطر بازار و عوامل آن نیست، بلکه فقط مهارت معامله گر می تواند دلیل اصلی موفقیت او باشد. اگر واقعا قصد دارید یک معامله گر موفق در فارکس باشید، باید به تمرین و استمرار ادامه دهید، مطمئن باشید به هدف خود خواهید رسید.

امیدواردم در معاملات خود همیشه پیروز و موفق باشید!

مطالعه بیشتر:

shutterstock_766323235

فارکس چیست؟

فارکس چیست؟

بازار تبادل ارز خارجی است. به عبارت دیگر، فارکس بازاری است که در آن یک ارز، به ارزی دیگر تبدیل می‌شود. واحدهای پولی، از طریق یک کارگزاری و به صورت جفتی معامله می‌شوند؛ بنابراین هنگامی که در بازار فارکس معامله می‌کنیم، در حال معامله یک جفت ارز هستیم. Forex (که آن را FX هم می‌نامند)، بزرگ‌ترین بازار مالی دنیا است.

حجم معاملات روزانه در بازار فارکس

میزان متوسط حجم معاملات روزانه در بازار فارکس، ۵.۱ تریلیون دلار است. این آمار را بانک تسویه حساب‌های بین المللی (Bank for International Settlements/ BIS) در سال 2019 منتشر کرده است. این گزارش، هر 3 سال یک‌بار ارائه می‌شود.

Forex مخفف چیست؟

Forex، مخفف عبارت Foreign Exchange و به معنی تبادل ارز خارجی است.

بازار فارکس چیست؟

بازار فارکس، جایی است که ارزها در آن مبادله می‌شوند. یکی از جنبه‌های منحصر به فرد این بازار بین‌المللی، این است که هیچ بازار فیزیکی برای تبادل ارز خارجی وجود ندارد؛ بنابراین بازار فارکس، یک بازار فرابورس (Over The Counter/ OTC) محسوب می‌شود. تمام تراکنش‌ها در فارکس، از طریق شبکه‌های کامپیوتری، بین معامله‌گران سراسر جهان، انجام می‌شود.

در بازار فارکس چه چیزهایی معامله می شود؟

بازار فارکس، بر پایه خرید یک ارز و فروش یک ارز دیگر است. در معاملات فارکس، به‌طور هم‌زمان، یک ارز خریداری شده و ارز دیگری به فروش می‌رسد.

ترید فارکس چیست؟

منظور از معاملات فارکس (Forex Trading)، خرید و فروش ارز است.

تریدر فارکس کیست؟

معامله گران فارکس (Forex Trader)، کسانی هستند که ارزها را می‌خرند، به این امید که بتوانند در آینده، آن‌ها را با قیمت بالاتر بفروشند.

منظور از پوزیشن در فارکس چیست؟

منظور از پوزیشن در فارکس، معامله‌کردن است. در فارکس، 2 نوع پوزیشن وجو دارد:
  1. پوزیشن خرید (Buy Position)
  2. پوزیشن فروش (Sell Position)

منظور از باز کردن و بستن پوزیشن در فارکس چیست؟

منظور از باز کردن یک پوزیشن در فارکس، خرید یا فروش یک جفت ارز است. هنگامی که می‌گوییم یک پوزیشن را می‌بندیم:

  • اگر پوزیشن ما خرید باشد، با بستن پوزیشن، در حال فروش جفت ارز هستیم.
  • اگر پوزیشن ما فروش باشد، با بستن پوزیشن، در حال خرید جفت ارز هستیم.

در تصویر زیر، ما یک معامله فروش در جفت ارز EUR/USD باز کردیم. اگر بخواهیم این پوزیشن را ببندیم، باید جفت ارز EUR/USD را بخریم، که در قیمت 1.10406 که قیمت خرید است، به ما فروخته می‌شود.

  • در هنگام باز کردن معامله، ما یورو خریدیم و دلار فروختیم.
  • در هنگام بستن معامله، ما یورو می‌فروشیم و دلار می‌خریم. این کار به صورت خودکار انجام می‌شود.
بستن یک معامله در فارکس
بستن معامله در فارکس

تاریخچه بازار فارکس

بازار فارکس، در شکل کنونی آن، بازاری جدید محسوب می‌شود؛ برعکس بازار سهام که قرن‌ها از حضور آن‌ها می‌گذرد. البته، تبدیل ارز برای سودبردن از افزایش قیمت آن، از زمان پیدایش واحد پول وجود داشته است؛ اما بازار امروزی، اتفاقی جدید است.

در پایان جنگ جهانی دوم، تمام جهان دچار هرج و مرج شد. به طوری که دولت های بزرگ غربی احساس کردند نیاز است، یک سیستم برای ثبات در اقتصاد جهانی ایجاد شود. سیستم برتون وودز (Bretton Woods System) توافقی که نرخ تبدیل دلار آمریکا به طلا را تعیین می‌کرد، اجازه داد که سایر ارزها هم به دلار آمریکا تبدیل شوند. این اتفاق، نرخ ارز را برای مدتی تثبیت کرد؛ اما از زمانی که اقتصادهای بزرگ جهان شروع به رشد و تغییر کردند، این سیستم منسوخ و محدود شد.

در سال 1971، توافقنامه برتون وودز لغو شد و یک سیستم ارزش‌گذاری پولی متفاوت جایگزین آن شد که در آن قیمت ارز، بر اساس میزان عرضه و تقاضای آن تعیین می‌شود. در ابتدا تعیین قیمت عادلانه برای نرخ تبدیل ارزها، مشکل بود؛ اما پیشرفت در تکنولوژی و ارتباطات، این فرایند را آسان‌تر کرد.

پیدایش بازار فارکس

در دهه 1990، با پیشرفت کامپیوترها و دسترسی به اینترنت، بانک‌ها شروع به ساخت سیستم معاملاتی خود کردند.

در این میان، بروکرهای خرده فروشی فارکس ایجاد شدند، که به افراد اجازه می‌دادند در واحدهای کوچک مالی، تجارت کنند. برخلاف بازارهای بین‌بانکی که اندازه استاندارد و حداقلی تجارت 1 میلیون واحد بود، کارگزاری‌های فارکس امکان معامله در حتی 1000 واحد را هم می‌دادند.

در گذشته، فقط سرمایه‌داران بزرگ می‌توانستند معاملات ارزی را انجام دهند، اما با استفاده از بازار فارکس و اینترنت، افرادی با سرمایه کم هم می‌‌توانند معاملات ارزی داشته باشند.

بازار فارکس، این امکان را برای افراد ایجاد کرد تا بدون هیچ مشکلی، وارد این بازار بزرگ شوند:

  1. انتخاب بروکر
  2. بازکردن حساب
  3. شارژ حساب معاملاتی
  4. و شروع معاملات در بزرگ‌ترین بازار معاملاتی دنیا از خانه

C

در معاملات فارکس، همیشه یک ارز فروخته می‌شود و یک ارز خریداری می‌شود. به این دو ارز، جفت ارز (Currency Pairs) می‌گوییم.

  • ارز پایه، ارزی است که می‌خواهیم آن را تبدیل کنیم (ارزی که خریداری می‌شود).
  • ارز متقابل، ارزی است که تبدیل می‌شود (ارزی که به فروش می‌رسد).





    برای مثال، در جفت ارز EUR/USD:

    1. USD: ارز پایه
    2. و EUR: ارز متقابل است.

      در این جفت ارز، ما در حال خرید یورو و فروش دلار آمریکایی هستیم.

      اگر ما یک ارز پایه داشته باشیم و طبق تحلیل‌های خود به این نتیجه برسیم که ارز متقابل رشد خواهد کرد و تحلیل ما هم درست باشد، ما از این تبدیل ارز، سود خواهیم برد.

      هر ارز در فارکس، شامل یک کد سه حرفی است. معمولا دو حرف اول نماد کشور و سومین حرف نماد واحد پول آن کشور است. برای مثال:

    3. در USD، دو حرف اول (US)، نماد کشور آمریکا و حرف سوم (D) نماد دلار می‌باشد.
    4. در ارز GBP، دو حرف اول یعنی GB، نماد کشور انگلستان (Great British) و حرف P نماد پوند (Pound) است.

      حالا شما بگویید: CAD، ارز کدام کشور است؟

      .

      .

      .

      بله، CAD، نماد دلار کانادا است، که به آن “لونی (Loonie)” می‌گوییم.



      جفت ارزهای مهم فارکس

      جفت ارزهای مهم فارکس، به 3 دسته تقسیم می‌شوند:

    5. جفت ارزهای اصلی (Major Currency Pairs): جفت ارزهای شامل دلار آمریکا
    6. جفت ارزهای فرعی (Cross-Currency Pairs): جفت ارزهای بدون دلار آمریکا
    7. جفت ارزهای اگزاتیک (Exotic Currency Pairs): یک ارز اصلی و یک ارز از یک کشور در حال توسعه (Emerging Market/ EM)

      1. جفت ارزهای اصلی (ماژور) در بازار فارکس

      در جفت ارزهای اصلی، همیشه دلار آمریکا (USD) وجود دارد. مانند EUR/USD (یورو دلار)، USD/JPY (دلار ین) و GBP/USD (پوند دلار).

      جفت ارزهای اصلی، بیشترین حجم معاملات و بنابراین بیشترین میزان نقدشوندگی را در دنیا دارند. این میزان، بر اساس تعداد معاملات این جفت ارزها، در بازار فارکس محاسبه می‌شود. هرچه‌قدر یک جفت ارز بیشتر معامله شود، نقدشوندگی بیشتری هم دارد. برای مثال، جفت ارز EUR/USD بیشتر از جفت ارز AUD/USD معامله می‌شود. این بدین معناست که جفت ارز EUR/USD، قابلیت نقدشوندگی بیشتری دارد.

      اسامی جفت ارزهای اصلی فارکس

      جفت ارزهای اصلی فارکس، شامل 7 جفت ارز است:

    8. EUR/USD
    9. USD/JPY
    10. GBP/USD
    11. USD/CHF
    12. USD/CAD
    13. AUD/USD
    14. NZD/USD




      2. جفت ارزهای فرعی (مینور) در بازار فارکس

      به جفت ارزهایی که در آن‌ها دلار آمریکا وجود ندارد، اما سایر جفت ارزهای اصلی، وجود دارند، جفت ارز کراس گفته می‌شود. این جفت ارزها هم حجم معاملات بالایی دارند. به جفت ارزهای فرعی، کراس، متقاطع و مینور هم گفته می‌شود.

      مهم ترین جفت ارزهای مینور

      مهم ترین جفت ارزهای مینوری که بیشترین حجم معاملات را در فارکس دارند، شامل یکی از ارزهای زیر هستند:

      1. EUR
    15. EUR/CHF
    16. EUR/GBP
    17. EUR/CAD
    18. EUR/AUD
    19. EUR/NZD
    20. EUR/SEK
    21. EUR/NOK
      2. JPY
    22. EUR/JPY
    23. GBP/JPY
    24. CHF/JPY
    25. CAD/JPY
    26. AUD/JPY
    27. NZD/JPY
      3. GBP
    28. GBP/CHF
    29. GBP/AUD
    30. GBP/CAD
    31. GBP/NZD
      سایر جفت ارزهای مینور

      جفت ارزهای زیر هم جز جفت ارزهای اصلی هستند، اما نسبت به 3 ارزی که در بالا معرفی کردیم، حجم معاملات کمتری را به خود اختصاص می‌دهند:

    32. AUD/CHF
    33. AUD/CAD
    34. AUD/NZD
    35. CAD/CHF
    36. NZD/CHF
    37. NZD/CAD
      3. جفت ارزهای اگزاتیک

      جفت ارزهای اگزاتیک، به ارزهای کشورهای در حال توسعه (اقتصادهای نوظهور) و یک ارز اصلی گفته می‌شود. این کشورهای در حال توسعه، کشورهایی مانند کشورهای زیر را شامل می‌شوند:

    38. برزیل
    39. مکزیک
    40. شیلی
    41. ترکیه
    42. مجارستان

      به خاطر داشته باشید که این جفت ارزها، به اندازه جفت ارزهای اصلی و فرعی مبادله نمی‌شوند؛ بنابراین هزینه مبادلاتی بیشتری دارند.

      جفت ارزهای اگزاتیک، قابلیت نقدشوندگی بسیار پایین‌تری دارند و نسبت به اتفاقات اقتصادی و جغرافیای سیاسی (Geopolitic) هم حساس‌تر هستند. برای مثال یک رسوایی سیاسی یا نتیجه غیرمنتظره در انتخابات، می‌تواند موجب نوسانات شدید این جفت ارزها شود. بنابراین، اگر قصد معامله جفت ارزهای اگزاتیک را دارید، در تصمیمات خود به این عوامل هم توجه کنید.

      اسامی جفت ارزهای اگزاتیک فارکس

      جفت ارزهای اگزاتیک، تعداد زیادی دارند. در زیر چند مورد از مهم‌ترین آن‌ها را معرفی کرده‌ایم:

    43. USD/BRL
    44. USD/HKD
    45. USD/SAR
    46. USD/SGD
    47. USD/ZAR
    48. USD/THB
    49. USD/MXN
    50. USD/RUB
    51. USD/PLN
    52. USD/CLP

      ارزهای G10

      ارزهای G10، ارزهایی هستند که بیشترین حجم معاملات را در بازار فارکس به خود اختصاص می‌دهند. این ارزها، بیشترین قابلیت نقدشوندگی را دارند. ارزهای G10، شامل کدهای زیر هستند:

    53. USD
    54. EUR
    55. GBP
    56. JPY
    57. AUD
    58. NZD
    59. CAD
    60. CHF
    61. NOK
    62. SEK




      بهترین جفت ارزها برای ترید فارکس

      جفت ارزهایی که بیشترین حجم معامله را در فارکس دارند، جفت ارزهای بهتری برای معامله در فارکس هستند؛ زیرا نقدشوندگی بالاتری دارند. در کل، انتخاب جفت ارز مناسب، به استراتژی معاملاتی شخصی ما هم بستگی دارد.

       

      نرخ ارز در فارکس چیست؟

      نرخ ارز (Exchange rate) در فارکس، مقداری از یک ارز است که برای خرید یک واحد از ارز دیگر مورد نیاز است و قیمت نسبی دو ارز از دو کشور متفاوت را، برای تبدیل به یکدیگر، نشان می‌دهد. برای مثال فرض کنید می‌خواهیم جفت ارز GBP/USD را معامله کنیم و نرخ ارز آن هم 1.20 است. این به این معناست که برای خرید 1 پوند انگلیس، به 1.20 دلار آمریکا نیاز داریم. به نرخ ارز، نرخ تبدیل یا نرخ برابرای هم گفته می‌شود.

      انواع نرخ ارز

      دو نوع نرخ ارز وجود دارد:

      1. نرخ ارز ثابت
      2. نرخ ارز شناور

        نرخ ارز ثابت

        نرخ ارز ثابت، به این معناست که قیمت ارز را دولت یا بانک مرکزی تعیین می‌کند. در نرخ ارز ثابت، واحد پول یک کشور به ارز قوی‌تری تبدیل می‌شود. هدف از این کار، حفظ ارزش ارز ضعیف‌تر و جلوگیری از نوسانات شدید در قیمت ارز ضعیف‌تر است. کشورها معمولا واحد پول خود را به بزرگ‌ترین ارزی که با آن معامله می‌کنند، تبدیل می‌کنند. برای مثال:
      • مردم بسیاری از کشورهای آفریقایی، واحد پول کشور خود را به یورو تبدیل می‌کنند.
      • و مردم بسیاری از کشورهای آمریکای ‌لاتین، واحد پولی خود را به دلار آمریکا تبدیل می‌کنند.

        نرخ ارز شناور

        نرخ ارز شناور، براساس میزان عرضه و تقاضا تعیین می‌شود. نرخ تبدیل این نوع ارزها، به‌طور مداوم تغییر می‌کند. این نوع ارزها، به‌طور گسترده‌ای در جهان استفاده می‌شوند و بیشتر در کشورهای توسعه‌یافته کاربرد دارند. نرخ تبدیل این ارزها، می‌تواند در لحظه، براثر عواملی که قدرت ارز یک کشور را تغییر می‌دهند، تغییر کند.
        نرخ تبدیل شناور، به دلیل عواملی همچون عوامل زیر، دائما در نوسان است:

    63. جریان مبادلات تجاری
    64. گردشگری
    65. نرخ بهره
    66. نرخ تورم
    67. ثبات سیاسی
    68. احتکار
    69. اشتغال
  • جریان سرمایه

    به عنوان مثال، اگر نرخ بهره در ژاپن به میزان قابل‌توجهی افزایش یابد، تقاضا برای ین ژاپن هم افزایش خواهد یافت؛ زیرا مردم پول خود را در واحد پول ژاپن سرمایه‌گذاری خواهند کرد تا از نرخ بهره استفاده کرده و درآمد کسب کنند.

    بنابراین، دولت‌ها تلاش می‌کنند تا عوامل مختلف را کنترل کرده، تا اطمینان حاصل کنند نرخ تبدیل، در سطحی است که به رشد اقتصادی‌شان کمک کند.

shutterstock_1118101544-e1562601843204

پرایس اکشن چیست؟؟؟

پرایس اکشن چیست؟

به بیان ساده پرایس اکشن یک تکنیک معامله گری و تحلیل بازار است که به معامله گر این امکان را می‌دهد تا با استفاده از حرکات واقعی قیمت تصمیمات خود برای انجام معاملات را بگیرد؛ برخلاف دیگر تریدرها که با استفاده از اندیکاتورهایی که همیشه عقب تر از قیمت فعلی بازار هستند اقدام به تحلیل حرکات قیمت می‌کنند (توجه داشته باشید که اصلا منظور ما این نیست که استفاده از اندیکاتورها برای انجام تحلیل و معامله مناسب نمی‌باشد)؛ اکثر اندیکاتورها از قیمت فعلی بازار عقب­تر هستند و در واقع تحلیل اطلاعات گذشته قیمت را با استفاده از فرمول خود نشان می‌­دهند. با استفاده از برخی روش‌های معامله گری خاص اطلاعات گذشته می‌توانند به تریدر کمک کنند تا بتواند حرکات بعدی بازار که به احتمال زیاد به زودی رخ خواهند داد را تشخیص دهد، در حالی که با استفاده از اندیکاتورها باید صرفا حرکات بعدی بازار را حدس بزنیم.

پرایس اکشن با استفاده از تحلیل الگوهای قیمت تلاش می‌کند تا نظم حاکم بر بازار که گاهی اوقات تصادفی به نظر می‌رسد را به شیوه ای بهتر به معامله‌گر ارائه دهد. در واقع پرایس اکشن تریدرها چند گام فراتر می‌روند; سوال اصلی آن‌ها این نیست که چه اتفاقی در حال رخ دادن است; بلکه این است که چرا این اتفاق دارد می‌افتد! بنابراین می‌توانند تصمیمات بهتری بگیرند. سویینگ‌­ها (نقطه عطف بالا و پایین بازار یا همان High و Low تست کردن حمایت­ها و مقاومت­ها و روندهای تثبیت؛ نمونه‌هایی از پرایس اکشن هستند.) نمودارهای شمعی ژاپنی و نمودارهای میله ای ابزارهای مهمی برای تحلیل با استفاده از روش پرایس اکشن می‌­باشند. الگوهای شمعی مانند هارامی، اینگولفینگ، شوتینگ استار و … همگی مواردی هستند که در تحلیلگری به سبک پرایس اکشن با آن موجه خواهید شد.

پرایس اکشن تریدر کیست؟ (Price Action Trader)

 

معامله­‌گری که از روش پرایس اکشن استفاده می­‌کند را پرایس اکشن تریدر می­‌گویند. این دسته از تریدرها همه چیز را ساده می‌بینند که در واقع روش بسیار موثری در معامله گری است؛ همه چیز را ساده ببین! این تریدرها نوسانات قیمت، الگوهای نموداری، حجم معاملات و دیگر اطلاعات بازار را برای ورود به معاملات با یکدیگر ترکیب می­‌کنند. البته این به بدان معنا نیست که این بهترین روش برای تحلیل بازار است. استفاده از این روش به درک خوبی از بازار نیاز دارد تا تریدر بداند که بازار چگونه حرکت می­کند و نظم درونی آن به چه صورتی است، اما مزیت این روش این است که تقریبا در هر بازاری کار می‌کند؛ بازار سهام، فارکس، فیوچرز، طلا، نفت و … . ناب­ترین نوع از پرایس اکشن تریدرها به Tape Trader مشهور هستند، آن‌ها برای انجام معاملات خود نیازی به چارت ندارند و تنها به دنبال مناطق حمایتی و مقاومتی برای کسب سود هستند. ابزار اصلی آن‌ها در پنجره Time و Sales و یا گاهی Depth of Market خلاصه می­‌شود.

مزایای معامله گری بر اساس پرایس اکشن

۱- رایگان است! تریدرهای پرایس اکشن نیازی به نرم افزارهای اضافی ندارند. کندل، بار، نقطه یا هر نوع نمودار دیگری می­تواند اطلاعات لازم را به این تریدرها ارائه دهد.

۲- این روش در هر بازار و در هر موقعیتی کاربرد دارد. سهام، فارکس، آتی، کالا و … .

۳- با استفاده از هر نرم افزاری می‌توان تحلیل پرایس اکشن را انجام داد؛ نینجا تریدر، ترید استیشن، متاتریدر و یا هر نرم افزار دیگری.

۴- سریع است! تاخیر قیمتی وجود ندارد، در واقع اطلاعات تاریخ گذشته در معاملات شما نقشی نخواهند داشت.

۵- روشی همه جانبه است که همه چیز را با هم ترکیب می‌کند اما تداخل اطلاعات وجود ندارد.

۶- با همه مزایایی که روش پرایس اکشن دارد، اما یادگیری آن نیاز به صرف زمان و تمرین خواهد داشت؛ باید به این نکته توجه داشت که کلید اصلی یادگیری این روش تمرین مداوم است.

نکاتی در خصوص الگوها و ستاپ­های پرایس اکشن

۱- تحلیلگر پرایس اکشن به مشاهده اندازه نسبی، شکل، موقعیت، رشد و حجم شمع‌ها نگاه می­‌کند.

۲- در این روش معمولا از سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال مثل میانگین متحرک، خط روند و دامنه معاملاتی نیز استفاده می­‌شود.

۳- استفاده از پرایس اکشن برای سفته بازی الزاما به معنای نادیده گرفتن تمام روش­‌های تحلیل تکنیکال نیست. اما یک تحلیلگر پرایس اکشن می­‌تواند برای ساخت استراتژی خود صرفا بر روی درک رفتاری پرایس اکشن تمرکز کند.

۴- به طور کلی، الگوهای پرایس اکشن با هر شمع شکل می­‌گیرد و معامله­‌گر به دنبال الگوهای مختلف است که به ترتیب خاصی شکل بگیرند و بدین ترتیب ستاپ شکل می‌گیرد که به سیگنال خرید و فروش منتج می­‌شود.

۵- معامله گر پرایس اکشن از ستاپ برای تعیین نقاط ورود و خروج استفاده می‌­کند. هر ستاپ یک نقطه بهینه برای ورود دارد. معامله گران حرفه‌ای معیارهای خود را برای ورود و خروج دارند که این معیارها بر اساس تجربه چندین ساله شکل گرفته‌اند.

لازم به ذکر است که معمولا یک ستاپ ساده به تنهایی برای ورود به معامله کافی نمی­‌باشد، بلکه باید از ترکیب شمع‌ها، الگوها و ستاپ­‌ها استفاده کرد.

  • زمانی که معامله گر به این نتیجه رسید که سیگنال پرایس اکشن به اندازه کافی قوی است، آنگاه منتظر یک نقطه مناسب برای ورود یا خروج می‌­مانند که به آن تریگر گفته می­‌شود.
  • در هنگام معامله ممکن است سیگنالی مشاهده شود اما آن‌ها تریگر نیستند چون باید شمع مورد نظر بسته شود تا سیگنال معتبر باشد.
  • بعد از ورود به معامله باید حد ضرر مشخص شود.

قانون “تلاش دوباره”

 

یکی از مشاهدات کلیدی معامله گران پرایس اکشن این است که بازار اغلب بعد از شکست سطوح یا اصلاحی شدن، دوباره به آن سطح باز می­‌گردد. اگر بازار به یک نقطه معین برگردد، آنگاه معامله گر انتظار دارد که بازار یا به مسیر خود ادامه بدهد و یا مجدد برگردد، در چنین شرایطی معامله گر نباید اقدامی انجام دهد تا اینکه بازار یکی از این دو راه را انتخاب کند. وقتی بازار از این مرحله بگذرد و یکی از این دو حالت را انتخاب کند، آنگاه احتمال موفقیت معامله بسیار زیاد خواهد بود. بنابراین در چنین موقعیتی باید برای دومین نقطه ورود منتظر بمانیم. برای مثال، اگر در دومین تلاش، فروشندگان سعی می‌کنند قیمت را به کف جدیدی ببرند و اگر این تلاش شکست بخورد آنگاه کف دوقلو شکل خواهد گرفت و در چنین نقطه‌ای فروشندگان نظر خود را تغییر داده و می­‌خرند. بنابراین فروشندگان هم به خریداران ملحق شده و یک فشار خرید قوی ایجاد می­‌شود. یک مثال دیگر را بررسی می­‌کنیم. فرض کنیم بازار خط روند یا دامنه معاملاتی را می­‌شکند. سپس بازار مجدد به این سطح شکسته شده بر می‌­گردد و بجای اینکه به مسیر قبلی خود ادامه دهد، بر می‌­گردد و به شکست ادامه می­‌دهد، این حالت را “تایید” گویند.

معامله گران به دام افتاده

معامله­‌گران به دام افتاده اصطلاح رایجی در پرایس اکشن است و به معامله گرانی اشاره دارد که در سیگنال ضعیف وارد بازار شده‌اند و یا بدون دریافت تأیید وارد شده‌اند. این معامله گران در ضرر هستند چون بازار در جهت مخالف معامله آن‌ها پیش رفته، یعنی اگر پرایس اکشن به حد ضرر آن‌ها برخورد کند، آنگاه پوزیشن معاملاتی آن‌ها بسته می­‌شود. بسیاری از معامله گران از حد ضرر استفاده می­‌کنند تا اگر بازار در جهت مخالف حرکت کرد آن‌ها از پوزیشن خود خارج شوند. این حالت باعث می‌شود حد ضررهایی که توسط معامله­‌گران به دام افتاده مشخص شده‌­اند به سفارشاتی تبدیل شوند که جهت مخالف بازار را تقویت کنند. تمام استراتژی‌های مربوط به معامله گران به دام افتاده همگی بر پایه روش­‌های ال بروکس است.

تعریف روند و دامنه معاملاتی

مفهوم روند یکی از اساسی ترین مفاهیم در تحلیل تکنیکال است. روند یا نزولی و یا صعودی است. در روند صعودی قیمت‌ها دائما در حال افزایش و در روند نزولی قیمت­‌ها دائما در حال کاهش هستند. به همان نسبت که تعریف روند ساده است، تحلیل آن دشوار و پیچیده است. به عبارت دیگر فرض اساسی در تعریف روند وجود هم بستگی است. یعنی زمانی که در روند هستیم بازار در همان جهت قبلی به حرکت خود ادامه خواهد داد. در تصویر زیر یک روند نزولی داریم که دائما در حال افت است و در قسمت­‌های صعودی، اصلاح صورت گرفته است.

پرایس اکشن چیست؟

معامله گر پرایس اکشن در هر تایم فریمی باید در ابتدا صعودی، نزولی و یا اصلاحی بودن روند بازار را مورد بررسی قرار دهد. بازار اصلاحی زمانی شکل می­‌گیرد که بازار در سقف و کف برگردد تا در یک دامنه قیمتی مشخص باقی بماند. تعریف دامنه معاملاتی چندان واضح و مشخص نیست. اما به طور کلی هر وقت روند واضح نبود، آنگاه دامنه معاملاتی داریم. دامنه معاملاتی را می­‌توان کانال افقی نیز نامگذاری کرد. تصویر زیر یک دامنه معاملاتی را نشان می‌­دهد که بازار در سقف و کف برگشته است و در یک دامنه قیمتی مشخص نوسان می­‌کند.

پرایس اکشن چیست؟

معرفی انواع الگوها و ستاپ­های پرایس اکشن

اجزاء مختلف یک شمع عبارتند از:

  • قیمت باز: اولین قیمت
  • قیمت پایانی: آخرین قیمت
  • بالا: بالاترین قیمت
  • پایین: پایین ترین قیمت
  • بدنه: بخشی از شمع که بین قیمت باز و بسته قرار دارد.
  • دُم یا سایه (بالایی و پایینی): قسمتی از شمع که بین قیمت باز و پایانی قرار ندارد.
  • شمع اصلاحی: شمع اصلاحی بدنه ندارد یعنی قیمت باز شدن و پایانی هر دو یکی هستند، بنابراین هیچ تغییر در طی آن دوره زمانی رخ نداده است. به این شمع اصلاحی می­‌گویند چون بازار در آن شمع فقط بین یک سقف و کف در نوسان بوده، در چنین حالتی اگر تایم فریم پایین­تر را ببینیم ممکن است در آن شمع یک دامنه معاملاتی شکل گرفته باشد.
  • شمع روندی: شمع‌های روندی یا صعودی هستند یا نزولی که حتما باید بدنه داشته باشند. یعنی نقطه پایانی شمع از نقطه شروع شمع فاصله دارد.
  • شمع روند صعودی: در چنین شمعی، قیمت پایانی بالاتر از قیمت اولین معامله قرار می­‌گیرد. ممکن است که بازار در آن شمع چند مرتبه بین قیمت بالاو پایین نوسان کرده باشد ولی در آخر بالاتر از قیمت اولین معامله، بسته شده است.
  • شمع روند نزولی: در چنین شمعی، قیمت پایانی پایین­تر از قیمت اولین معامله قرار می‌­گیرد.
  • شمع‌های در جهت روند: اینگونه شمع‌­ها، شمع‌هایی هستند که در جهت روند بازار هستند. یعنی شمع روند صعودی در یک بازار صعودی، همان شمع در جهت روند است و در بازار نزولی، شمع روند نزولی همان شمع در جهت بازار است.
  • شمع‌های مخالف روند: شمع‌هایی هستند که در جهت مخالف روند شکل بگیرند.
  • شمع‌های فرار (BAB): اینگونه شمع‌­ها، شمع­‌هایی هستند که به اندازه دو انجراف معیار از اندازه متوسط بزرگتر هستند.
  • شمع‌های بدون سایه: شمع بدون سایه یعنی شمع روندی که تماما بدنه است و هیچ سایه ای در بالا و پایین آن وجود ندارد.
یک مطلب جالب دیگر بخوانید:  تحلیل تکنیکال بورس در بازارهای مالی به چه روشی انجام می شود؟

بعضی از شمع‌ها فقط در یک طرف سایه ندارند. مثلا سایه بالایی دارند و سایه پایینی ندارند. وقتی در یک روند قوی، شمع بدون سایه شکل می­‌گیرد به این معنی است که در طول آن شمع فشار خرید یا فروش یکسان بوده است، بنابراین این حالت یک سیگنال قوی برای ادامه روند است. در چنین حالتی می­‌توان از سبک ال بروکس برای ورود استفاده کرد که در این روش می­توان یک تیک بالاتر یا پایین­تر از شمع مورد نظر سفارش خرید یا فروش گذاشت. در چنین شرایط معامله گر باید خیلی سریع عمل کند تا slippage (تفاوت نقطه سیگنال و نقطه ورود) افزایش پیدا نکند.

  • اینساید بار: شمع اینسایدبار کوچک است و در دامنه بالا و پایین شمع قبلی جای می­گیرد. یعنی سقف آن از سقف شمع قبلی پایین­تر است و کف آن از کف شمع قبلی بالاتر است.
  • اوتساید بار یا شمع بیرونی: اوتساید بار از شمع قبلی خود بزرگتر است و کاملا با آن همپوشانی دارد. سقف آن بزرگتر از شمع قبلی و کف آن کوچکتر از شمع قبلی است.

مفهوم اوتسایدبار این است که در شمع قبلی از آن بی تصمیمی وجود داشته ولی سپس بازار در شمع اوتسایدبار تصمیم خود را می­گیرد و قیمت بالا یا پایین می‌­رود. ممکن است که تعریف آن ساده باشد، اما ترکیب اوتساید بار با پرایس اکشن های دیگر می­‌تواند به برتری معامله گران منجر شود. با این وجود محل قرار گیری آن‌ها از همه چیز مهم­تر است. اگر کف اوتساید بار به وسط نزدیک باشد، آنگاه این حالت شبیه به دامنه معاملاتی است زیرا نه خریداران و نه فروشندگان نتوانستند بر یکدیگر غلبه کنند. در شکل زیر بعد از سقف قیمت‌ها، اوتسایدبار شکل گرفته است که نشان دهنده شکست در ادامه روند است.

پرایس اکشن چیست؟

این حالت به ما سیگنال می‌­دهد که یک اصلاح بزرگ در انتظار است. اگر اوتسایدبار در وسط دامنه معاملاتی شکل بگیرد، معامله‌­گران پرایس اکشن آن را نادیده می‌گیرند. زمان که اوتسایدبار در اصلاح یک روند قوی قرار بگیرد، آنگاه در چنین حالتی شمع اصلاحی نیست و نشان دهنده تمایل خیلی قوی برای ادامه اصلاح است. برای مثال اگر یک شمع اوتسایدباری نزولی در اصلاح روند صعودی شکل بگیرد نشانه این است که این اصلاح نزولی به مسیر خود ادامه خواهد داد. اگر علاوه بر این شمع دلایل دیگری برای فروش وجود داشته باشد، آنگاه میتوانیم منتظر بمانیم تا از فروش سود کنیم. در این حالت، خریدارانی که حد ضرر تعیین کرده اند به دام می‌افتند و بعد از اینکه بازار بر می‌­گردد، خریداران هم شروع به فروش می­‌کنند که این خود فشار فروش ایجاد می­‌کند. عکس این حالت برای روند نزولی نیز برقرار است.

الگوی اینسایدبار – اوتسایدبار – اینسایدبار (ioi)

این یک ستاپ برای شکست در جهت مخالف روند است. این الگو ارتباط نزدیکی با الگوی ii دارد. در زیر چارت پوند/ ین را داریم که الگوی ioi را تشکیل داده است. در این الگو ابتدا یک اینسایدبار، سپس یک اوتساید بار و بعد دوباره یک اینسایدبار شکل می­گیرد. این الگو در شکل زیر نشان داده شده است.

الگوی اینسایدبار - اوتسایدبار - اینسایدبار (ioi)

الگوی شمع های کوچک

مفهوم شمع‌های کوچک باید در محل شکل گیری آن‌ها بررسی شود. به طور کلی، شمع‌­های کوچک نشان دهنده این هستند که طرفین بازار اشتیاق ندارند. همچنین یک شمع کوچک می تواند به معنای توقف در خرید و فروش باشد چون طرفین منتظر هستند ببینند که آیا نیروی مخالف بازار وارد بازی می‌شود یا خیر. شمع کوچک می­‌تواند به معنای عدم توافق بین نیروهایی باشد که بازار را به یک طرف کشانده اند، پس نشانه برگشت است. بنابراین مفهوم شمع کوچک به محل پیدایش آن بستگی دارد. برای مثال، در بعضی مواقع شمع کوچک به معنای  ایست در روند است، یعنی یک پولبک در روند ایجاد می­‌شود و شمع­‌های کوچک در انتهای پولبک شکل می­‌گیرند، پس فرصت مناسبی برای خرید در جهت روند است. اما در سایر شرایط ممکن است نشان دهنده روند باشد پس سیگنال برگشت می دهد.

الگوی ii و iii و  ii: یک الگوی اینساید بار است که از دو اینسایدبار پشت سرهم تشکیل شده است. الگوی iii هم سه اینسایدبار پشت سرهم هستند. اکثر اوقات این شمع‌­ها کوچک هستند. در شکل زیر الگوی iii را داریم:

الگوی شمع های کوچک

معامله گرانی که از جهت بازار مطمئن نیستند اما از حرکت بعدی مطمئن هستند می­توانند همزمان در بالا و پایین الگوی ii یا iii به ترتیب سفارش خرید و فروش بگذارند، سپس منتظر می­مانند که بازار این الگوی اصلاحی را بشکند. بعد از اینکه بازار این الگوی اصلاحی را شکست، معامله گران در یک جهت وارد معامله می‌­شوند و سفارشی که در جهت دیگر گذاشتند تبدیل به حد ضرر می­‌شود. ال بروکس یک ستاپ رایج معرفی کرده که در آن از الگوی ii استفاده می­‌کند؛ این ستاپ به این صورت است که اگر در یک روند قوی که قبلا خط روند شکسته شده، الگوی ii شکل بگیرد آنگاه اگر بازار این روند را دوباره بشکند سیگنال برگشت داریم. اینسایدبارهای کوچک به این معنی هستند که فشار خرید و فروش به یک میزان برابر است. سفارش خرید در حال انتظار باید یک تیک در جهت خلاف اولین شمع در الگوی ii قرار بگیرد و احد ضرر هم باید تیک بالاتر از شمع اول در جهت مخالف قرار بگیرد.

روند

روند به دو شکل صعودی و نزولی است. در روند صعودی، سقف‌ها و کف‌های بالاتر و در روند نزولی هم سقف‌­ها و کف‌های پایین‌­تری شکل می­‌گیرند. برای مشخص کردن روند، سقف‌ها را به هم و کف‌ها را هم به وصل می­‌کنیم، این خطوط شیب­دار، نشانگر جهت روند هستند. روند زمانی شکل می­‌گیرد که بازار ۳ یا ۴ گام متوالی شکل دهد. برای مثال در روند صعودی، سقف‌ها و کف‌های بالاتری داشته باشیم، نکته مهم این است که سقف‌ها و کف‌های بالاتر باید بعد از بسته شدن شمع بررسی شوند. اگر قبل از بسته شدن شمع تصمیم بگیریم که این یک سقف بالاتر است، آنگاه این ریسک وجود دارد که بازار بر خلاف انتظار ما برگردد.

سوئینگ

در روند صعودی یعنی یک سقف بالاتر که به آن سوئینگ‌های (swing high) هم می­‌گویند. که بعد از آن پولبک شکل می­‌گیرد و در کف بالاتر تمام می‌­شود. عکس این حالت در روند نزولی نیز صدق کرده و سوئینگ لو (swing low) ایجاد می­‌شود. زمانی که بازار خط روند را می­‌شکند، آنگاه فاصله بین آخرین سوئینگ تا نقطه شکست، “خط روند میانی” یا “گام” نامیده می‌­شود. بعد از یک گام صعودی، یک M نزولی داریم که سوئینگ را شکل می­‌دهد. به طور کلی، معامله گران پرایس اکشن در روند استاندارد به دنبال ۲ یا ۳ سوئینگ هستند.

خط روند میکرو

همانطور که اشاره شد وقتی برای مدتی سقف‌ها و کف‌های بالاتری داشته باشیم، آنگاه می‌توان خط روند رسم نمود. اما خط روند میکرو زمانی ایجاد می­‌شود که تمام یا اکثر سقف­‌ها و کف­‌ها در یک دوره کوتاه و در طی چند شمع شکل بگیرد. یعنی همانطور که شکست در یک روند نزولی ممکن است شکست بخورد، خطوط روند میکرو هم شکسته می‌­شوند و شکست آن‌ها هم می­‌تواند غیرواقعی باشد. برای معامله در شکست خط روند میکرو، سفارش در حال انتظار را یک تیک بالاتر یا پایین‌تر از شمع قبلی قرار می­‌دهیم، که بتوان در جهت روند وارد شد. خط روند میکرو معمولا در اصلاح روند اصلی و یا پولبک استفاده می­‌شود و برای نقطه شکست و پایان خط روند سیگنال قوی ارائه می‌­دهد. اگر بازار از این شمع بالاتر برود یعنی شکست خط روند میکرو، واقعی بوده و بازار به روند صعودی خود ادامه خواهد داد. در روند صعودی، شمعی که خط روند نزولی میکرو را می‌­شکند یک شمع صعودی قوی است که همان شمع سیگنال نیز می‌باشد.

اسپایک و کانال

اسپایک همان ابتدای روند است که بازار با قدرت در جهت روند جدید حرکت می‌کند. که اغلب در ابتدای روز و در چارت طی روز شکل می­‌گیرد. سپس سرعت آن کم شده و وارد یک کانال باریک می­‌شود که به آرامی در جهت روند حرکت می­‌کند. بعد از اینکه کانال شکسته شد، بازار معمولا به سطح شروع روند بر می­‌گردد و سپس وارد دامنه معاملاتی می­‌شود. این دامنه معاملاتی معمولا بین دو سطح شروع روند و شکست کانال است. کانال و اسپایک شکاف زمانی رخ می‌دهد که در نقطه شروع روند، شکاف داشته باشیم. یعنی یک شکاف عمودی بین سقف شمع حاضر و کف شمع بعد وجود داشته باشد.

پولبک

پولبک جایی است که روند موجود دچار وقفه و یا اصلاح می‌­شود. اما این اصلاح از نقطه شروع روند و یا نقطه شکست فراتر نمی­‌رود. اگر پولبک از نقطه شروع روند فراتر برود، آنگاه یک برگشت یا شکست نادرست است و نه یک پولبک. در یک روند قوی، پولبک برای زمان زیادی ادامه دارد تا اینکه یک گام دیگر شبیه به روند شکل دهد. همانند یک روند معمولی، یک پولبک بزرگ نیز دو گام دارد، به عبارتی معامله گران پرایس اکشن انتظار دارند که بازار به تلاش دوباره پایبند بماند و بنابراین منتظر دومین سوئینگ در پولبک هستند که شکست بخورد و بازار در جهت روند قبلی به حرکت ادامه دهد. یکی از روش‌های پرایس اکشن برای اینکه در انتهای پولبک و در جهت روند وارد شود این است که در پولبک روند صعودی تعداد سقف­‌های بالاتر و در پولبک نزولی تعداد کف‌های پایین‌تر را بشمارد.

به عبارت دیگر، در یک پولبک که در روند صعودی شکل گرفته، سقف‌ها به ترتیب پایین­تر شکل می­‌گیرند تا اینکه توسط یک شمع که بالاتر از سقف شمع‌های قبلی شکل می­گیرد، شکسته می­‌شوند که به آن شمع ۱High و در روند نزولی شمع  ۱Low گفته می­‌شود. اگر بعد از ۱H، پولبک تمام نشود و روند ادامه نیابد، آنگاه بازار چند شمع نزولی دیگر شکل می‌­دهد که سقف­ها پایین­تر از قبلی هستند تا اینکه یک شمع شکل می­گیرد که سقف آن بالاتر از سقف قبلی است. این شمع ۲h است و این فرآیند ادامه دارد تا اینکه روند به حرکت خود ادامه دهد یا تا اینکه پولبک به دامنه معاملاتی یا برگشت تبدیل شود. وقتی پولبک یک خط روند میکرو باشد، آنگاه ۱H و ۱L سیگنال­‌های معتبری هستند. بنابراین اگر بازار به قانون “تلاش دوباره” پایبند باشد، آنگاه امن ترین نقطه ورود به روند ۲H و ۲L خواهد بود. در واقع “پولبک دو گامی” به عنوان رایج­‌ترین نوع پولبک شکل گرفته است. از طرف دیگر در یک روند قوی معمولا پولبک­‌ها ضعیف هستند و شمارش Hها و Lها دشوار خواهد بود. در چنین روندی، ممکن است که دو سوئینگ نزولی شکل بگیرد اما نمی‌توانیم ۱H و ۲H را شناسایی کنیم.

یک مطلب جالب دیگر بخوانید:  شروع ثبت نام با شرایط ویژه تحلیل به روش ژاپنی ها (الگوهای شمعی و ایچیموکو)

در مقابل، معامله گران پرایس اکشن به دنبال شمع روندی نزولی هستند که وقتی بعد از آن یک شمع صعودی با سقف پایینتر شکل بگیرد، آن را به عنوان گام اول در پولبک در نظر بگیرند و بعد به دنبال شمع سیگنال ۲H می‌­گردند. یک روش ساده برای ورود این است که سفارش خرید را یک تیک بالاتر از H یا یک تیک پایین‌تر از L قرار بدهیم و همینطور که شمع بعدی در حال شکل گیری است منتظر باشیم که سفارش اجرا شود. اگر سفارش در شمع بعد اجرا شود، آنگاه این شمع ورود است و شمع H یا L شمع­‌های سیگنال هستند. سپس حد ضرر هم یک تیک پایین‌تر از H یا یک تیک بالاتر از L خواهد بود. شمارش Hها و Lها یکی از روش­‌های پرایس اکشن برای معامله پولبک است که برای دریافت نشانه‌­های بیشتر باید به سایر سیگنال­‌های پرایس اکشن نیز توجه شود. معامله گر پرایس اکشن انتخاب می‌­کند که باید در کدام یک از سیگنال‌­ها تخصص پیدا کند و چگونه آن‌ها را ترکیب کند.

الگوی شمع برگشتی

شمع برگشتی سیگنال برگشت روند حاضر را صادر می­‌کند. یعنی معامله گر باید شمع سیگنال را به نشانه برگشت جهت بازار در نظر بگیرد. قیمت پایانی در یک شمع صعودی برگشتی باید با فاصله زیادی از قیمت اولین معامله قرار بگیرد و سایه پایینی بزرگ (۳۰ الی ۵۰ درصد از ارتفاع شمع) و سایه بالایی نداشته باشد یا کم باشد. همچنین باید همپوشانی کمی با شمع­‌های قبل از خود داشته باشد و سایه پایینی آن از شمع‌­های قبلی پایین­تر باشد. لازم به ذکر است که ویژگی‌های شمع نزولی برگشتی کاملا برعکس است. اگر سقف یا کف، بالاتر یا پایین­تر از حالت طبیعی شکل بگیرد آنگاه احتمال برگشت بیشتر است. برای مثال در برگشت صعودی، سایه پایینی شمع، پایین­‌تر از شمع‌­های قبلی است. در شکل زیر مشاهده می‌­شود که روند نزولی بعد از پیدایش شمع برگشتی صعودی برمی‌گردد.

الگوی شمع برگشتی

شمع برگشت صعودی را می­‌توان اینگونه از نقطه نظر پرایس اکشن تحلیل کرد:

این شمع نشان می‌­دهد که فشار فروش به نقطه اوج خود رسیده و حالا باید خریداران با قدرت وارد بازار بشوند، قدرت را در دست بگیرند و قیمت خود را غالب نمایند. این حالت باعث می­‌شود که با سرعت و شیب زیاد افزایش یابند. اسکلپرها که در این کف فروخته بودند، حال مجبور به خرید می­‌شوند، که این باعث تقویت حرکت صعودی خواهد شد.

  • شکست خط روند وقتی بازار برای مدتی در یک روند قوی بوده، با رسم یک خط روند می­توان زمان اصلاح را متوجه شد.

هر گونه اصلاح به شکست خط روند منجر می‌شود و نشانه ضعف است. به عبارتی نشانگر این است که احتملاً بازار به زودی تغییر جهت دهد و یا حداقل سرعت پیشرفت روند برای مدتی کند خواهد شد.

کف و سقف دوقلو

وقتی بازار به یک نقطه اوج می‌­رسد، معمولا پولبک می­‌زند تا دوباره به این نقطه اوج برسد. بعد از اینکه مجدد به این نقطه رسید، بازار برمی-گردد، این حالت برگشت دو مرتبه بازار را را الگوی پرچم نزولی سقف دوقلو و یا پرچم صعودی کف دوقلو و یا همان “سقف و کف دوقلو” گویند. این الگو نشان دهنده این است که حرکت اصلاحی ادامه خواهد یافت. بروکس اشاره کرده است که بعد از سقف و کف دوقلو احتمال پولبک زیاد است و به ۵۰ تا ۹۵ درصد از سقف و کف دوقلو بر می­‌گردد، که این حالت شبیه به الگوی کلاسیک سر و شانه است. نحوه معامله الگوی کف و سقف دوقلو اینگونه است که برای مثال در کف دوقلو، سفارش خرید در حال انتظار را یک تیک بالاتر از شمعی که کف دوم را شکل داده قرار می‌­دهیم. اگر سفارش انجام شود، آنگاه حد ضرر را یک تیک پایین­تر از همان شمع قرار می­‌دهیم.

الگوی دوگانه سقف و کف دوقلو (Double top twin and double bottom twin)

وقتی چند شمع با بدنه نسبتا بزرگ و سایه کوچک داشته باشیم که سایه بالایی یکسانی داشته باشند و در بالاترین نقطه چارت شکل بگیرند، آنگاه الگوی دوگانه سقف دوقلو داریم. عکس این حالت الگوی دوگانه کف دوقلو است. این الگوها در تایم فریم کوچک‌تر در قالب سقف و کف دوقلو شکل می­‌گیرند.

سیگنال­‌های شکل گرفته در تایم فریم کوچکتر معمولا سریعتر و ضعیف­تر هستند پس وقتی بنظر می‌­رسد که این الگوها در حال شکست هستند، معامله گر پرایس اکشن در جهت مخالف سیگنال وارد معامله می‌­شود. به عبارت دیگر الگوهای دوگانه سقف و کف دوقلو، الگوهای در جهت روند هستند. تحلیل‌گر پرایس اکشن پیش بینی می­‌کند که سایر تحلیل گران در تایم فریم کوچکتر به سیگنال سقف و کف دوقلو عمل خواهند کرد و بازار برخلاف آن‌ها حرکت خواهد کرد، پس معامله گر پرایس اکشن هم بر خلاف جهت آن‌ها معامله می­‌کند و سفارش خرید را یک تیک بالاتر از سقف یا پایین­‌تر از کف قرار می‌­دهد. نکته حائز اهمیت این است که “معامله گران به دام افتاده” باعث می‌­شوند که حرکت مورد انتظار بازار سرعت و شدت بیشتری داشته باشد.

الگوهای دوگانه معکوس (دوقلوی بالا-پایین و دوقلوی پایین-بالا) down-up or up-down twin

در این الگو شمع روندی متوالی داریم که در جهت مخالف یکدیگر شکل می­‌گیرند. اندازه بدنه و سایه شمع­‌ها یکسان است. وقتی این الگو در روند شکل بگیرد، سیگنال برگشتی صادر می‌­کند. اگر این الگو در تایم فریم بالاتر دیده شود، معادل تک شمع برگشتی است. حال اگر شمع‌­ها سایه نداشته باشند، آنگاه سیگنال دریافتی قوی­تر خواهد بود. برای مثال، در یک روند نزولی که دوقلوی پایین و بالا شکل گرفته است، اگر شمع‌ها سایه پایینی نداشته باشند آنگاه سیگنال قوی‌تری داریم. در شکل زیر نمونه­‌ای از الگوی بالا-پایین ارائه گردیده است.

الگوهای دوگانه معکوس

  • الگوی گوه (Wedge): الگوی گوه همانند روند است. خطوط روند در رسم کانال به یکدیگر همگرا شده که این نشان دهنده احتمال شکست است. الگوی گوه که بعد از روند شکل گرفته است را یک سیگنال برگشتی خوب در نظر می‌گیرند.

دامنه معاملاتی

دامنه معاملاتی زمانی شکل می­‌گیرد که روند وجود ندارد و یک سقف و کف برای حرکات بازار ایجاد می­‌شود. این سقف­‌ها و کف­‌ها دامنه حرکتی بازار را شکل می­‌دهند که مثل یک مانع بر سر راه بازار عمل می­‌کند. انتظار می­رود که ۸۰ درصد از تلاش­های بازار برای شکست این سطوح با شکست مواجه شود و بازار مجدد در این دامنه حرکت کند. زمانی که سقف دامنه اصلاحی شکسته شود، یک سقف بالاتر شکل می‌گیرد. از آنجا که معامله کردن در دامنه معاملاتی دشوار است، پس معامله گران پرایس اکشن بعد از شکل­ گیری اولین سقف بالاتر صبر می­‌کنند تا دومین شکست شکل بگیرد. این یک معامله نزولی با احتمال موفقیت بالا است و وسط دامنه معاملاتی به عنوان هدف سود در نظر گرفته می­‌شود. این روش مناسب است زیرا اولا وسط دامنه معاملاتی به عنوان آهن ربای پرایس اکشن عمل می­‌کند. دوما سقف بالاتر چند واحد بالاتر از سقف دامنه است و بازده بیشتری خواهد داشت. سوما اینکه طبق قانونِ دو شکست متوالی، وقتی بازار دوبار سعی کرده که یک جهت را بشکند ولی موفق نمی­‌شود، آنگاه بازار در جهت مخالف به حرکت ادامه خواهد داد.

الگوی Barb Wire

وقتی بازار در یک دامنه معاملاتی کوتاه قرار می‌گیرد و اندازه شمع بزرگ است، آنگاه ممکن است سیگنال پرایس اکشن شکل بگیرد اما اعتبار و قدرت پیش بینی آن بسیار پایین است. بدین جهت بروکس یک الگوی بخصوص به نام  Barb Wireرا شناسایی کرد. در این الگو چند سری شمع داریم که همپوشانی زیادی دارند و شمع­های اصلاحی را شامل می­‌شود. الگوی Barb Wire نشاندهنده این است که قدرت نه در دست خریدران است و نه در دست فروشندگان  و هیچکدام نمی­توانند فشار ایجاد کنند.

اگر معامله گر پرایس اکشن بخواهد در بازار اصلاحی سود کند باید از استراتژی مناسب برای دامنه معاملاتی استفاده کند. معاملات در خطوط حمایت و مقاومت دامنه معاملاتی انجام می­‌شود و هدف سود قبل از اینکه قیمت به جهت مخالف برسد تعیین می­‌شود.

جمع بندی

پرایس اکشن به زبان ساده یعنی چگونگی تغییر قیمت‌هاست و روشی برای تحلیل تغییرات شکل گرفته در قیمت‌هاست که سیگنال خرید و فروش ارائه می­‌دهد. محبوبیت پرایس اکشن به علت اعتبار بالای آن و عدم استفاده از اندیکاتورها است. این روش یکی از متدهای تحلیل تکنیکال است زیرا عوامل بنیادی را نادیده می‌گیرد و عموما بر تاریخچه قیمتی دارایی تمرکز می­‌کند. چیزی که پرایس اکشن را از سایر روش­‌های تحلیل تکنیکال مجزا می­‌کند این است که تمرکز اصلی این روش بر رابطه بین قیمت­‌های جاری و قیمت‌­های گذشته است. در صورتی که سایر روش­‌های تحلیل تکنیکال صرفا بر تاریخچه قیمت‌­ها تأکید می­‌کنند و حالت تاخیری دارند. پرایس اکشن در بازارهایی واضح تر است که نقدینگی و نوسان قیمت­‌ها در بالاترین حد ممکن باشند. اما به طور کلی هر خرید و فروشی در هر بازاری به ما پرایس اکشن را نشان می­‌دهد. به طور کلی اگر بخواهیم در یک کلمه روش پرایس اکشن را تعریف کنیم، شاید واژه “ساده” بهترین تعریف برای آن باشد (نه به این معنا که خیلی ابتدایی است و یادگیری آن کار چند روز باشد). این روش شاید ساده­‌ترین روش معاملاتی باشد و این در حالیست که بسیار پایدار و دقیق است. تریدرهای پرایس اکشن جزو کسانی نیستند که بخواهند یک شبه میلیونر شوند، اما هنگامی که از این روش به شکل درستی استفاده کنید، به شما کمک می‌کند تا تریدر بهتری شوید. در حالی که شاید این روش برای معامله­‌گران تازه کار که از اندیکاتورهای پر زرق و برق و با ظاهر فریبنده استفاده می­‌کنند محبوب نباشد، اما در بین معامله­‌گران حرف‌ه­ای بسیار پرطرفدار است.